تبليغاتX
انا لله و انا الیه راجعون

 

ابراهیم نبوی امروز مطلبی رو با عنوان "سبزها به پیش" منتشر کرده که به نظر من می تونه مانیفست جنبش سبز تلقی بشه. متن کامل اش رو به دلیل این که سایت خود نبوی فیلتره اینجا میارم:

 

سبزها به پیش!

 

 

 

از نظر من جنبش سبز یک جنبش انقلابی نیست. از نظر من جنبش سبز در ذات و ماهیت خود نمی تواند یک جنبش انقلابی باشد. این جنبش اگرچه ممکن است با آمیزه هایی از نافرمانی مدنی یا اعتراضات مدنی همراه باشد، اما در ذات و ماهیت آن یک جنبش انقلابی برای تغییر نظام اجتماعی نیست. از همین رو می خواهم مواردی را به بحث بگذارم:

 

اول، ما در پی براندازی نظام جمهوری اسلامی نیستیم، بلکه در پی اعاده آرای مردم و در صورت ادامه جنبش در پی اصلاح کشور از طریق قوانین موجود هستیم. طبیعی است تحمیل انقلاب از سوی دولت یا افزایش خشونت نباید ما را خشنود کند که فاصله مان با تغییرات اساسی کم می شود، بلکه ما را باید وادار کند به افزایش هزینه های ناشی از افزایش خشونت فکر کنیم.

 

دوم، ایران امروز دیگر ایران قبل از 22 خرداد نیست، ارج و قرب رهبری با موضع گیری او از بین رفته است، رئیس جمهور یک کودتاچی تحمیلی شده است، مجلس در صورت پذیرش رئیس جمهور از اعتبار ساقط است، شورای نگهبان با تائید انتخابات صلاحیت خود را از دست داده است، ایران امروز ماهیتا و به لحاظ جایگاههای رسمی قدرت دچار دگرگونی بی سابقه ای شده و همه اینها ناشی از کودتای انتخاباتی 22 خرداد است که توسط آیت الله خامنه ای نیز تائید شده است، با همه اینها از نظر من تغییرات باید در چارچوب همین قوانین صورت بگیرد. ما وقتی می توانیم تغییرات را ممکن کنیم که به جای یک تغییر بنیادین یک پروسه از تغییرات را به عنوان برنامه جنبش سبز در پیش بگیریم.

 

سوم، نیروی اجتماعی جنبش سبز، شامل حدود سی میلیون نفری که به موسوی رای دادند و آرای آنان توسط وزارت کشور احمدی نژاد غصب شد، همچنان حضور اجتماعی دارند، آنان پرانگیزه، خشمگین، تلاشگر، شجاع، عاقل و باهوش اند. آنان می دانند که سخنرانی جمعه 29 خرداد توسط آیت الله خامنه ای تنها راه ما را به اندازه دو سال تا رسیدن به مقصود کوتاه تر کرد و امنیت حکومت را بشکلی دهشتناک به خطر انداخت. خامنه ای می توانست با عدم پذیرش تقلب آشکار احمدی نژاد با یک ضریب امنیتی بالا و به ریاست جمهوری موسوی حکومتش را ادامه دهد، اما اکنون تمام حکومت به مویی بند است. هر راهپیمایی عمومی و هر نماز جمعه می تواند تبدیل به یک رفراندوم علیه رهبری شود، هر شب مردم علیه احمدی نژاد می توانند فریاد بزنند و در صورت تشخیص رهبری جنبش، راه اعتصاب تا عقب نشاندن دولت باز است. جنبش سبز اکنون بیش از جمهوری اسلامی در جهان پذیرفته شده و واقعیت دارد. ما باید بدون فوت وقت و با یافتن راههای خلاق و تازه، روشهای مقاومت مدنی علیه کودتا را کشف کنیم. ما نمی توانیم به خانه برویم، بهترین یاران ما در زندان اند، بهترین زنان و مردان و فرزندان ما در خطر مرگ اند و ما نخواهیم گذاشت این غاصبان کودتاچی با پروژه های مسخره شان دولت را از ما بدزدند. احمدی نژاد در حقیقت دولت ما را دزدیده است و ما باید آن را پس بگیریم. او در هیچ جای ایران و جهان دیگر امنیت ندارد، ما هزینه نقل و انتقال او را در داخل و خارج از ایران چنان بالا می بریم که هر سفرش به بیرون از دفتر به معنای یک مصیبت بزرگ برایش باشد.

 

چهارم، جنبش سبز تنها با یافتن راههای مقاومت مدنی، تثبیت و تکرار و نهادینه کردن آن روشها می تواند جایگاه خود را تثبیت کند، ما مرگ بر دیکتاتور و الله اکبر را تا آخرین روزی که این نکبت حاکم بر قوه مجریه است تکرار خواهیم کرد، ما راههای بازگشت به خیابان را پیدا می کنیم. ما در هر جمعی که قانونی باشد، در هر مجلس ختم، در هر جشن ورزشی، در هر نماز جمعه، در تحصن در اماکن مقدسه، در هر جایی که بتوانیم جمع می شویم و فشارمان را به دولت لحظه ای رها نمی کنیم. ما باید برای اعتصابات تا حد استعفای دولت تلاش کنیم.

 

پنجم: ایرانیان خارج از کشور وظیفه دارند نگذارند که عوامل جمهوری اسلامی حتی یک روز رنگ آرامش ببینند. تا کنون نیز همین بوده است. طبیعی است ما قصد ویرانگری نداریم، ایرانیان خارج از کشور، از طریق برگزاری مراسم روزانه و هفتگی در مقابل همه سفارتخانه های ایران، لکه ننگ و بدنامی را بر دولت فاسد و غاصب جمهوری اسلامی خواهند کوبید.

 

خشونت، خشونت می زاید و ما نباید از روشهای خشونت آمیز برای پیشبرد اهدافمان استفاده کنیم. لابد خواهید بپرسید که وقتی وحشیانه با شما خشونت می کنند، چه راهی در پیش دارید؟ دفاع در مقابل خشونت تا برطرف شدن آن تنها حد مجاز خشونت است، علاوه بر اینکه اکثر جنبش های مدنی تنها زمانی پیروز شده اند که خصوصیت غیرخشونت آمیز خود را حفظ کرده اند. رفتار غیرخشونت آمیز این امکان را به ما می دهد که انبوه بی شمار مردمان را به صحنه بیاوریم. تمام جنبش های غیرخشونت آمیز به بدترین شکل با خشونت سرکوب شده اند، اما پیروزی آنها تنها زمانی رخ داده است که راههای رفتار غیرخشونت آمیز را یافته اند. نگران نباشیم، ما این راهها را خواهیم یافت. ما باید از عنصر زمان، انبوهی همراهان بی شمار و اتحاد ملی استفاده کنیم تا دولت را خسته و فرسوده کنیم. این تنها راه ماست. من راه مشخصی ندارم، جز اینکه همگان را به اجتناب از انقلاب بخوانم. ما باید راهش را پیدا کنیم و می کنیم. حق با ماست، ما بی شماریم و ما باهوش تر از آنها هستیم. ما بطور طبیعی تشکیلات مان را پیدا می کنیم، هر راه موفقی را به یک روش تبدیل می کنیم و آنرا تکرار می کنیم، تکرار و تکرار و تکرار زنده بودن ما را نشان می دهد.

 

رسانه می خواهیم، ما رسانه می خواهیم، از رادیوهای کوچک خصوصی در داخل کشور تا یک تلویزیون ایرانی با پول ایرانی، ما نیاز به صدها هزار وبلاگ نویس داریم، ما نیاز به تبدیل مطالب اینترنتی به اطلاعیه و پخش کاغذی آن داریم، ما نیاز به چاپ و انتشار کتاب های مفید برای مبارزه مدنی بطور خصوصی و پنهانی داریم. ما نیاز به حضور هنرمندان در نمایش های خیابانی داریم. ما نیاز به صد هزار عکاس و گزارشگر از وقایع شهر داریم، هر روز صبح از طریق ای میل باید دهها برابر تیراژ روزنامه ها مطالب تولید شده مان را ای میل کنیم. بیش از هرچیز ما به تسخیر رادیوها و تلویزیون های موجود از طریق فشار افکار عمومی از یک سو و ایجاد تلویزیون " موج سبز" بصورت یک شبکه تلویزیونی مالتی مدیا داریم، ما این کار را با سرمایه و پول تک تک ایرانیان خواهیم کرد. پول های تان را برای رساندن صدای تان به سراسر ایران کناری بگذارید، ما به پول کشورهای دیگر نیاز نداریم، ما بزرگترین شبکه تلویزیونی را برای انعکاس موج سبز می سازیم. این رویای ماست که محقق اش می کنیم، من مطمئنم ده هزار ایرانی به اعتبار چهل نفر از بهترین سیاستمداران حامی موسوی حاضرند هزینه این تلویزیون را بدهند. ما یک شبکه فارسی را برای رساندن تصاویر و صدای ایران به جهان می سازیم.

 

تحریم ها را جدی بگیریم، ما مردمانی بی شماریم، پول های فراوانی دست ماست، ما با تک تک کالاهایی که در تبلیغات اصلی صدا و سیما قرار می گیرد با تحریمی جدی برخورد می کنیم. برای همه مغازه های شهر توضیح می دهیم که آن کالا را توزیع نکنند، برای تولید کننده می نویسیم و ای میل می زنیم که چی توز یا نوکیا را تحریم کرده ایم. حتی به کالاهای خارجی از طریق شرکت صادر کننده هم فشار می آوریم. ما می توانیم این موج را ایجاد کنیم.

 

فرهنگ سازی: جنبش سبز یک جنبش جهانی است، ما دفاع از آزادی انتخاب کردن را از یک رویداد ایرانی تبدیل به یک جنبش جهانی می کنیم. دستبندهای سبز را در دست همه بزرگان جهان خواهیم دید. این جنبش به ترانه تبدیل خواهد شد، جون بائز شریف ترین و اصیل ترین خواننده موسیقی کانتری جهان که برای دفاع از مردم ویتنام به این کشور رفت و با مردم آن اعلام همبستگی کرد در کنار ماست. ما تمام روشنفکران و هنرمندان جهان را روی سر جمهوری اسلامی آوار می کنیم. ما بزرگترین کنسرت آزادی و دموکراسی را با همکاری خوانندگان ایرانی و بزرگان جهان در پایتخت های جهان راه می اندازیم. ما نمی گذاریم این دلقک متقلب جز توگو و لبنان و افغانستان جایی برای رفتن داشته باشد.

ما حامیان موسوی در سراسر جهان، از اروپا و آمریکا گرفته تا آسیا و آفریقا در کنار او هستیم، همه بزرگان این جنبش اختلافات مان را حفظ می کنیم و با اندیشه های متفاوت از موسوی حمایت می کنیم. ما سربازان جان برکف موسوی نیستیم، ما مردمان هوشمندی هستیم که از موسوی خواسته ایم تا از حق ما دفاع کند تا ما از حق او دفاع کنیم. او رئیس جمهور منتخب ما و فعلا رهبر جنبش ماست. ما ترانه " ما همه سرباز توایم موسوی، گوش بفرمان توایم موسوی" را نخواهیم خواند. ما موسوی را به این دلیل می پذیریم که همراه ترین و بهترین انتخاب ماست. نه او را در هاله قدسی می بینیم و نه او را کوچک تر از آنچه که هست می شماریم.

 

جنبش سبز تا ابطال انتخابات و برکناری احمدی نژاد به راه خود ادامه می دهد، آنچه نوشتم تنها برخی از راههاست، ما با تمام نیرو ایستاده ایم. امروز مهدی کروبی کاری گران کرد و طی نامه ای برای همیشه جای خود را در قلب ملت ایران حفظ کرد. منتظر پیام موسوی هستیم. اما این " ما" هستیم که تا آخر می رویم، تا پایان با انگشتان گشوده به نشانه پیروزی در خیابان می رویم، هر شب فریاد می زنیم که خداوند از سلطان محمود بزرگتر است و کاری می کنیم کارستان. مردم ایران زنده اند و می خواهند زنده بمانند. صدای قلب این ملت مهم ترین تپش زندگی دوران ماست.

 

هشتم تیر ماه 1388

ابراهیم نبوی

 

منبع: دوم دام

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 13:46  توسط محسن  | 

 

دوش در میانه ی خواب به حالی عجیب دچار گشتیم و احساس کردیم که در حصن و حصاری فرو رفته ایم! بسم الله و اللهم گویان از خواب برخاستیم و بهت زده به نوری که اطراف امان را گرفته بود خیره شدیم! پس از مدتی نور به صدا در آمد که من همانا حامل پیام مهمی هستم! ما نیز بدون اغراق بیست و هفت هشت دقیقه مژه نزدیم تا ببینیم پیام چیست! نور ادامه داد پیغام من تایید وقوع معجزه ی الهی در انتخابات اخیر ریاست جمهوری است! آمده ام تا علاوه بر تایید معجزه، تقدیر و تشکر الهی را از مردم و دست اندرکارانی که معجزه آفرین بودند ابراز دارم:

1-      تشکر فراوان از مردم لرستان بویژه بخش رومشگان در شهرستان کوهدشت به خاطر شرکت در انتخابات به صورت بسته های صدتایی علی الخصوص هفتصد تایی! که نشان دهنده ی انسجام انقلابی و اسلامی این خطه ی شهیدپرور است!

2-      تشکر و تقدیر بسیار از صندوق شماره 21 در استان لرستان، شهرستان پلدختر، بخش مرکزی که با منفی شش رای باطله مشت محکمی بر دهان دشمنانی کوبید که می گفتند به جنیفر لوپز هم شده رای بدهید اما به محمود رای ندهید!

3-      تشکر جِرواجِروارانه از مردم فهیم و همیشه در صحنه ی بابلسر که با نظم بسیار و در قالب کاروان های 65 تایی و 211 تایی در پای صندوق های رای حاضر شدند تا بار دیگر با آرمان های دکتر کردان تجدید میثاق کنند!

4-      سلام و درود قهوه ای بر مردم همیشه در صحنه ی کرمان که حتی یک رای هم به غیر از محمود ندادند تا همه ی سبزها و بنفش ها و محسن ها بفهمند که دروغگو شاخ و دم ندارد و می تواند محمود باشد یا کردان یا محصولی یا دانشجو یا همه ی موارد!

نور در حالی که خداحافظی می کرد گفت نشانه های این معجزه هم چنان ادامه دارد! منتظر پیام های بعدی باشید!

 

پی نوشت:

۱- بالاترین و سایت های دیگر مغایرت ها را برای این اعلام می کنند که وزارت کشور آن ها را اصلاح کرده و فایل جدید بگذارد و تا به حال چندین بار فایل های وزارت کشور آپ دیت، اصلاح و دوباره آپلود شده. این امر خاطر نور را آزرده ساخته، چرا که مسئولینی که خود معجزه آفرین بودند، نشانه های معجزه را تحریف و تکذیب می کنند!

۲- برای رفع شبهه ی احتمالی فایلی رو که تا دیروز و قبل از آپ دیت شدن توی سایت وزارت کشور بود اینجا ببینید!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 2:15  توسط محسن  | 

 

شاید شما هم مثل من دارید دچار حس ناامیدی می شید. ازین که بهمون دروغ گفته شد. ظلم شد! برادران و خواهرانمون کشته شدند و جریان کاملا وارونه جلوه داده شد. غرورمون شکسته شد و الان هم به تدریج داریم سرکوب می شیم و حرکاتمون بی نتیجه می مونه!

اما اشتباه نکنیم! حتما مقاله ی محسن کدیور رو خوندید. یا امروز نامه ی ابراهیم نبوی رو دیدید. دیگران هم از پیروزی هامون نوشتند. مثلا ملاحسنی چند مورد از پیشرفت هامون نوشته. من هم می خوام با الگو گرفتن از حرف های این بزرگان و عزیزان و با ذکر یک خاطره به خودم و شما امید بدم و پیروزی امون رو یادآوری کنم.

آذرماه 85 بود که خبر رسید رییس جمهور قراره توی دانشگاه امون (امیرکبیر) سخنرانی داشته باشه. اکثر دانشجوها از محدودیت هایی که توی جامعه و دانشگاه از ابتدای ریاست جمهوری اش ایجاد کرده بود ناراضی بودن، و حتی خیلی از دوستانی که بهش رای داده بودن کاملا نظرشون عوض شده بود. خلاصه به جز چند نفر اعضای بسیج و عده ای از افراطیون مذهبی دانشگاه که تعدادشون به 300 نفر هم نمی رسید (از جمعیت 7000 نفری دانشگاه) همه مخالف حضورش توی دانشگاه بودن. اما به هر حال اومد تا توی سالن 2000 نفری تربیت بدنی دانشگاه سخنرانی کنه. از صبح زود سالن رو حدود 1500 نفر بسیجی که از دانشگاه های مختلف تهران با اتوبوس آورده شده بودن پر کرده بودن (خودم از دانشجویی که از دانشگاه امام صادق اومده بود اینو شنیدم) و فقط 500 نفر از ماها اجازه ی ورود به سالن رو پیدا کردیم. اما همین 500 نفر هم ساکت ننشستیم و با سر دادن شعارها و بالا بردن دست نوشته هایی اعتراض خودمون رو نشون دادیم. جوابی که گرفتیم علاوه بر مشت و لگد دلاوران بسیجی، نیشخندها و کنایه های رییس جمهور بود که ما رو عده ی قلیلی خطاب کرد که با حمایت آمریکا جو دانشگاه رو بر هم زدیم! اوج این توهین ها زمانی بود که وقتی یکی از دوستان ازش در مورد دانشجوهای سه ستاره پرسید با بی شرمی تمام جواب داد ایشالله یه ستاره ی دیگه هم می گیرن و سرهنگ می شن! اون روز هم تلویزیون و رسانه های حامی دولت جریان رو کاملا وارونه نشون دادن. اون روز همه ی ما بغض داشتیم. بهمون توهین شده بود اما صدامون به جایی نمی رسید. فقط 7000 نفر از چهره ی واقعی رییس جمهور بیش تر خبر دار شده بودن.

چند ماه بعد با استفاده ی ابزاری از دین، تهمتی رو به چند تن از دوستان امون نسبت دادند و روانه ی زندانشون کردند. اون روز هم فقط ما 7000 نفر و عده ی دیگری از دوستان در خارج از دانشگاه (نهایتا 50 هزار نفر در کل کشور) از حرکات معاویه وار حکومت با خبر بودیم. توی تاکسی اگه می خواستم با راننده یا مسافری درد دل کنم فایده ای نداشت. چون براشون اهمیتی نداشت.

اما امروز قضیه کاملا متفاوت شده! امروز حداقل 50 میلیون از 80 میلیون ایرانی از ذات پلیدشون با خبر شدند! حداقل 4 میلیون (از جمله همون راننده های تاکسی و مسافراشون) خودشون مستقیما توی خیابون ها دیدند که یزیدیان با مردم چه کردند.

امروز روز متفاوتی است.  امروز 50 هزار نفر به 50 میلیون نفر تبدیل شدند و این پیروزی بزرگی است. این پیروزی رو مغتنم بشماریم حتی در شرایطی که صدها نفر از برادران و خواهرانمون کشته و زخمی و زندانی شدند.

این پیروزی رو فراموش نکنیم و به آینده ای نه چندان دور امیدوار باشیم.

"بیشترین چیزی که من و تو امروز به آن محتاجیم امید است. امید به رویشی سبز در این زمانه ی سیاه...

نگذاریم که سردی ناامیدی و دلمردگی بهارفردایمان را از ما بگیرد.

امید را به هم بیاموزیم و به هم هدیه دهیم..." – از وبلاگ ماه بانو

 

پی نوشت: کلیپ "ایرانی" رو ببینید.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 16:23  توسط محسن  | 

 

اگر ملت برتو گمان ستمگری بَرَد، عذر خویش را با شفافیت تمام برای آنها بیان کن و بدگمانی مردم را با دلائل روشن از خود دور ساز. مسلماً در این ریاضتی است که باید بر خود دهی، و رفاقتی است با مردم، و رسیدنی است به آرمانت که باید برپاداشتن مردم در راه حق باشد.

اگر ملت بر رهبری چیره گردد یا رهبری به ملت ستم کند، در این هنگام اختلاف کلمه پدید می‌آید و نشانه‌های زورگوئی قدرت آشکار می‌گردد، فریب کاری‌های دینی زیاد می‌شود ، عمل به سنت‌های نیکو متروک می ماند، هر کس به دلخواه عمل میکند، احکام معطل می‌ماند، دردها و بیماری‌های مردم افزون می‌شود، هیچ کس از پایمال شدن حق بزرگ و رواج امور باطل بیمی به دل راه ندهد. در این هنگام نیکان به‌خواری و بدکاران به عزّت می‌رسند.

باید نزدیک‌ترین وزیرانت از نظرقرب مقام کسی باشد که بیشترین حرف تلخ حق را به تو میزند و آنگاه که عملی از تو سر می‌زند که خدا از اولیائش ناخوش دارد، کمترین یاری را به تو می‌رساند، ... همکارانت را به جد بیاموز تا تو را ستایش و بی‌جهت تجلیل نکنند.

 باید قسمتی از اوقات خویش را به کسانی که مطالباتی ازخودت دارند اختصاص دهی و در مجلسی عمومی که نهایت تواضع را به خاطر خدا انجام می دهی، بدون حضورنیروهای نظامی و حراستی شخصاً حضوریابی تا گویندگان بدون لکنت زبان با تو سخن بگویند، که من از رسول خدا، نه یکبار، که به کرات شنیدم که می‌فرمود: هرگز نظامی را که حق ِ ضعیف بدون لکنت زبان از قوی ستانده نمی‌شود، نمی توان نظام مقدس شمرد...

ترا هشدار می دهم در باره خونها و خون ریزی به ناحق. زیرا هیچ عاملی بیش از کشتار به ناحق موجب بروز نابسامانی‌های اجتماعی و پی‌آمدهای تخریبی عظیم و زوال و بریده شدن مدت نمی‌گردد .... مبادا پایه های سلطنت خویش با ریختن خون حرام تقویت کنی که چنین شیوه‌ای نه تنها موجب تضعیف و سستی ارکان حکومت، بلکه زوال و انتقال آن می‌شود.

مبادا، همچون درندگان به جان مردم افتاده و خوردنشان را غنیمت بشماری. آنها از دو حال خارج نیستند؛ یا برادر دینی تواند و یا همنوع تو.

هرگاه از اقتدارخویش احساس ابهت و اوج خیال کردی، نگاهی به عظمت ملک خداوند بر بالای سرت بیفکن و قدرت او را برخویش، که فاقد آنی، در نظر بگیر. با چنین به خود  نگریستنی سرکشی تو تسکین می یابد، تند و تیزی تو فرو می‌کاهد و عقل و خِردی که از توگریخته باز می‌گردد.

کفایت کار مردم به عهده تو قرار گرفته و خداوند ترا در رفتارت با ملت امتحان می‌کند. پس خود را در جنگ با خدا قرار مده که قدرتی در برابر انتقام او نداری و نیز بی‌نیاز از عفو و رحمتش نیستی.

هیچ عاملی برای تغییر نعمت‌ها در جامعه و شتاب گرفتن نقمت ها مؤثرتر از قدرت گرفتن یک حکومت بر پایه ظلم نیست. زیرا خداوند شنوای دعای شکنجه دیدگان و در کمین ستمگران است.

 

برگرفته از نامه ی سرگشاده عبدالعلی بازرگان به رهبر جمهوری اسلامی – سه شنبه دوم تیر 88

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 14:35  توسط محسن  | 

 

خیلی نگران امروز هستم. ساعت 4 بعد از ظهر میدون انقلاب! بوی خون میاد! مردم بعد از سخنرانی رهبر نه تنها عقب نشینی نکردند بلکه از تماس های تلفنی و خوندن وبلاگ های دوستان تهرانی ام این طور بر میاد که فردا قاطع تر توی میدون خواهند بود! ظاهرا الله اکبرهای دیشب تهران هم فراگیرتر از شب های قبل بوده! خبری تاییدنشده هم می گه که برخی بازاری های تهران فردا می خوان اعتصاب کنند! نامه ی ابراهیم نبوی هم با این که خنکایی بر دل های آتش گرفته بود، اما انگیزه ی مردم رو برای راهپیمایی بیشتر کرده! اما چیزی که قضیه رو خطرناک و دل شوره ی من رو زیاد کرده موضع قاطع رهبر بود که به نوعی اجازه ی علنی سرکوب فردا رو صادر کرد! مرندی نماینده مجلس هم گفته: "براي هر تجمع يا راهپيمايي گرفتن مجوز از وزارت كشور الزامي است و راهپيمايي بدون مجوز اين وزارتخانه غير قانوني است و بايد با آن برخورد شود. اگر تاكنون هم برخورد تندي با اين افراد صورت نگرفته ]بی چشم و رویی هم حدی داره![ به دليل اين بوده است كه سوء برداشتي در داخل يا خارج مطرح نشود ولي از اين پس و با توجه به آخرين فرمايشات آيت الله خامنه‌اي ديگر جايي براي هيچ چون و چرايي نيست و با هر حركت غير قانوني برخورد مي‌شود."

 

 

برخوردهای غیر تند صورت گرفته تا کنون!!!

 

 

 

خیلی نگران ام. تنها مرهم ام تفالی بود که همین الان زدم:

 

"دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت   رخت بر بندم و تا ملک سلیمان بروم

چون صبا با تن بیمار دل بی طاقت   به هواداری آن سرو خرامان بروم

در ره او چو قلم گر به سرم باید رفت   با دل زخم کش و دیده ی گریان بروم

نذر کردم گر ازین غم به در آیم روزی   تا در میکده شادان و غزل خوان بروم

به هواداری او ذره صفت رقص کنان   تا لب چشمه ی خورشید درخشان بروم

تازیان را غم احوال گرانباران نیست   پارسایان مددی تا خوش و آسان بروم"

 

خدایا امروز به همه ی پارسایان مظلوم در مقابل تازیان ستمگر کمک کن!

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 3:53  توسط محسن  |